تبليغاتX
باش تا گم نشوم... -
خام بدم، پخته شدم، سوختم...

 

دیدم...

    دیدم و آب شدم و فروریختم و بر زمین تشنه فرورفتم...

                          و نهالی جوانه زد و پائیز شد و جوانه خشکید و برگ های سبز فرو ریختند...

 

 

اما من هیچگاه ندانستم... چرا پائیز ما سرسبز بود؟...

 

 

(ممنون از نرگس با کامنت قشنگش)

یاحق...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:5  توسط مرجان |